ابو القاسم راز شيرازى

234

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

الهىاند ، و پنجم : حكّام و سلاطين‌اند و ايشان راعى و شبان خلق الهىاند . پس هرگاه عالم ، طمّاع شد و از براى مال دنيا جمع‌كننده شد پس به چه كس طلب دليل و راهنمائى در راه حقّ تعالى مىتوان نمود ؟ و هرگاه زاهد ، راغب و مايل به دنيا شد و طالب شد آنچه را در دست خلق است پس به چه كس اقتدا مىتوان كرد ؟ و هرگاه تاجر خيانت كار شد و منع كرد زكات الهى را از فقرا پس به چه كس وثوق و اعتماد در امانت مىتوان نمود ؟ و هرگاه غازى و مجاهد فى سبيل اللّه ريا كرد و خودنمائى در جهاد نمود و نظر به كسب كردن و تحصيل منفعت نمود پس به چه كس دفع مىتوان كرد كفّار را از مسلمين ؟ و هرگاه حاكم ظالم شد در احكام خود و جور و ظلم كرد پس به چه كس نصرت داده مىشود مظلوم بر ظالم ؟ بعد از آن ، حضرت فرمود : به خدا قسم است كه تلف و ضايع نكردند خلق را مگر علماء طمع‌دارنده ، و زهّاد رغبت‌كننده ، و تجّار خاين ، و غزاة رياكار ، و حكّام ستمكار ، و زود باشد بدانند آن كسانى كه ظلم مىكنند كه در چه مكان برمىگردند . و نعمت عظيم‌تر از نعماء مفصّله ، نعمت اسلام و هدايت است كه عامّ و شامل است جميع طوائف اسلام را ، و اين نعمت ، اعظم نعماء و منّت كبراى حقّ تعالى است بر اهل اسلام ؛ زيرا كه اهل اسلام در ميان اهل كفر در عالم چون نقطهء سفيدى است در گاو سياه و به محض فضل و منّت ، اين نعمت بر اهل اسلام عنايت شده و چه بسيار از انبياء و مرسلين و اوصياء و صدّيقين را خداوند به جهت افشاى اين نعمت ، ارسال رسل فرموده و چه معجزات باهره به دست ايشان جارى نموده تا اين قليل را از ظلمت كفر بيرون آورده و داخل در نور اسلام فرموده ؛ و نيست اين مگر محض عنايت و فضل بر عباد ؛ زيرا كه اگر تمام خلق بر كفر باقى بودند نقصانى در اساس سلطنت خداوندى پيدا نمىشد :